استاد تولید و نیروگاهها استراحت داد و بعد از 15 دقیقه که برگشتیم ٬ دَرِ کلاس وجود نداشت و آخرشم مشخص نشد که چه بلایی بر سرش اومده .
استاد تفسیر قرآن دانشجویی رو جهت روشن نمودن موضوع تحقیق به روی صندلی در کنار و روبروی خودش نشوند ولی همین که اومدن با هم اختلاط کنن موبایل هردوتاشون زنگ خورد و استاد با زاویه 45 درجه نسبت به دیوار ( به سمت ما ) و اون دانشجو با زوایه 45 – نسبت به دیوار و پشت به ما شروع به صحبت کردن …
قضیه تمیز کردن کامپیوتر که یادتون هست ؟ مثل اینکه کار داره به جاهای باریک میکشه . یکی از فن ها صداش دراومده و هیچ راهی هم برای قطع کردنش وجود نداره به جز ضربه زدن به کیس !!
امروز صبح دقت که کردم دیم ته کیس ( درهای دوطرفشو برداشتم ) مقدار زیادی ‘اضافه پاک کن ‘ وجود داره و تازه یادم اومد که چند شب پیش ٬ طرحی رو روی کاغذ کشیدم و بعد از ویرایش !! به کامپیوتر منتقل کردم و ….
عمر ویندوزی که روی کامپیوتر نصب کردم به یک سال رسیده و سرعتش خیلی کند شده . دیگه باید …. رو کنار بزارم .